مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1180

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1560 ] مقالهء [ هفتم ] : اندر وشم « 1 » [ آن ] ، عبارت است از آنكه جلد را به سوزن‌ها بكاوند پس سرمه يا نيل در آن پر نمايند يا سياهى يا آب گندنا يا جز آن بمالند تا عضو يا كبود يا سبز نمايد . و اين عمل در ديار عرب و هند مشهور است [ و ] بر سبيل زينت مىسازند و فى الحقيقت ، مقبوح‌ترين چيزهاست . بالجمله ، اگر خواهند كه آن را زايل كنند بايد كه نخستين به نطرون و آب گرم آن را بمالند و بعده [ يعنى پس از آن ] علك البطم به عسل نرم كرده ضماد نمايند و سه روز بدارند و پس از سوّم روز ، ضماد [ را ] دور كرده به نمكاب گرم بشويند و باز علك البطم به عسل نرم ساخته ضماد سازند و هم‌چنان مىكنند تا كه بتمامه زايل شود اثر او . و اگر از اين دوا دور نگردد ، بايد عسل بلادر بر وى گذارند و پس از آن به سوزن‌ها بكاوند تا اثر بلادر به وجه اتم فروتر رود . و ديگر ادويهء مقرّحه همين عمل دارد و بعد [ از ] تقرّح و زوال تأكّل پوست منصبغه ، به مراهم مندمل سازند تا پوست نو رويد . [ 1561 ] مقالهء [ هشتم ] : اندر بادشنام « 2 » آن ، سرخى مايل به كدورت است كه بر روى و اطراف ظاهر شود ؛ خاصه در ايام سرما و هنگام سرد . و گاه باشد كه مع القرح بود . علاج : فصد كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت اسهال ، مطبوخ هليله دهند و پس از آن براى تنقيه ماده از نفس عضو ، وضع محاجم و ارسال علق نمايند بر عضو مؤوف . و عقب تنقيهء بدن و تنقيه نفس عضو اگر ممكن و اسهل بود ، بايد كه آنجا را به چيزى خشن بخراشند تا خون بسيار از وى برآيد كه نفع تمام دارد و منع تاكلّ و تقرّح مىنمايد و ايضا چون تنقيهء عام و خاص كرده باشند ، بايد كه نمك طلا نمايند تا خون باقىمانده را بگدازد و آنجا كه خراش و قرحه باشد ، مراهم احمر و خل گذارند . و نافعترين چيزها براى انجذاب خون كه باقى مانده باشد در عضو ، آن است كه صابون طلا سازند و بگذارند تا خشك شود و خون را مذاب ساخته بركشد پس به آب گرم بشويند و بعد از زمانى باز

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Tattooing ; a tattoomark . ( 2 ) . قاموس القانون : Rosacea .